سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
219
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
ما از سرزمين نجد خارج ميشويم ديگر از استشمام بوى اين گل محروم ميمانيم . 3 - آنكه يكى از دو لفظ مكرّر در آخر مصراع اوّل و ديگرى در آخر مصراع دوّم باشد مانند آنچه در قول ابو تمام طائى وارد شده : و من كان بالبيض الكواعب مغرما * فما زلت بالبيض القواضب مغرما يعنى : هركسيكه به دختران سفيدى كه تازه سينههايشان بالا آمده حريص و مايل باشد من بجاى اين تمايل و شوق پيوسته به شمشيرهاى برّان و تيز شايق و مايل هستم . شاهد در كلمه [ مغرما ] است كه در آخر مصراع اوّل و دوّم تكرار گرديده است . كلمه [ كاعب ] يعنى دختر جوانى كه تازه سينههايش روئيده و بالا آمده است . و [ مغرما ] يعنى مولع و حريص و مقصود از [ بيض قواضب ] شمشيرهاى برّان مىباشد . 4 - آنكه يكى از دو لفظ مكرّر در ابتداء مصراع دوّم و ديگرى در آخر آن باشد مانند آنچه در قول شاعر حماسى آمده : الّما على الدّار الّتى لو وجدتها * بها اهلها ما كان وحشا مقيلها و ان لم يكن الّا معرّج ساعة * قليلا فانّى نافع لى قليلها يعنى : فرود آئيد بر منزليكه اگر اهل آن را در آن مىيافتم جائى براى خواب قيلوله وحشيان صحرا در آن نبود و اگر نباشد توقّف نمودن مگر اندكى از ساعت كه فرود آئيد و سوار شويد پس همانا اندك فرود آمدن و سوار شدن براى من نافع مىباشد . كلمه [ معرّج ساعة ] خبر [ كان ] بوده و اسمش ضميرى است كه به [ المام ] يعنى مصدرى كه لفظ [ المّا ] در بيت سابق بر آن دلالت